رشيد الدين فضل الله همدانى
13
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
عليهما السّلام مصاحب او مىرفتند ، چون او بسيار مىگريست دعوت او را قبول كردند . او را به نيابت خود به يمن فرستاد تا خلق را دعوت كند ، و او را فرمود تا داعيان را به اطراف فرستد . ابو القاسم را به يمن كارى متمشّى نشد ، امّا جماعتى در دعوت او آمدند ؛ و به عدن رفت ، و از شيعه جماعتى را كه بنى موسى خوانند ، دعوت بر راى ايشان عرض كرد و گفت : ظهور مهدى نزديك است ، بايد كه متجهّز و مستعدّ اسباب خروج باشيد . و جمعى از اهل عراق به ايشان پيوستند ، و قوىحال شدند و اموال را جبايت نمودند . القصّه بطولها ، اسمعيليان را در بلاد اسلام ، رؤساء و داعيان پديد آمدند و مقالات خود را شرحى و بسطى تمام دادند كه ذكر هريك به تطويل انجامد . لكن ما جمعى معروفان اقليم رابع ، خصوصا خراسان و عراق و شام و يمن ياد كرديم . و ابتداء دعوت اين كردند كه هرپيغامبرى را وصىّ و ولىّعهدى بود ، كه در حال حيات او در شهرستان علم او بود ، و تمامى دور ايشان به هفت منتهى باشد : پيغامبر نخستين آدم عليه السّلام بود ، بدين صفات و شرائط كه قايممقام و ولىّعهد او پس از وفات او ، شيث بود ، و تمامى [ 4 ] دور او به هفت امام منقضى شده و بعد از تتميم دور او ، نوح النّبى عليه السّلام ظاهر شد ، ناسخ شريعت آدم ؛ و دور او به هفت امام تمام گشت ، و وصىّ او سام بود . و از پس او ابراهيم پيغامبر عليه السّلام پديد آمد ناسخ شريعت نوح ، و بعد از او وصى اسمعيل بود ، و دور او به گذشتن هفت امام تمام شد . و بعد از او موسى عليه السّلام پديد آمد ناسخ شريع ابراهيم ، و وصى بعد از او هارون بود . و چون هارون در حال حيات موسى عليهما السّلام از دنيا برفت ، وصى يوشع بن نون بود . و چون دور موسى به هفت تمام گشت ، از پس او عيسى پيغمبر عليه